به نام آن که مرا از خودبیگانه کرد
آیا با پیوست زندگی به مرگ، اندیشه حیاتی انسان امری پوچ خواهد شد یا بالعکس، مرگ به آن مفهوم خواهد بخشید؟
فرض بر اینکه حین حرکت در جاده یی باران در حال بارش است. پس از یک فاصله زمانی، بارش باران قطع می شود و جاده نیز به پایان می رسد. نکته در اینجاست که جاده همچنان به وجود خود باقی است، اما دیگر از باران خبری نیست. آیا می توان هستن انسان را به مثابه جاده یی متصور شد که بارش باران امکانات اوست که با به پایان رسیدن جاده تمثیلی از مرگ را نشان دهد؟